ببخشید یه سوالی موندش

ببخشید یه سوالی موندش
خب الآن همه چی درسته ؟
به وجدانت چی میخای بگی؟
یعنی وجدانم هست؟
الآن از هر کجای شهر بپرسی
قصه ی ما رو می دونن
نگو نمی دونی دروغ نگو
باورم نمی شه
هر روز صبح وقتی 
پنجره رو باز می کنم 
یه آفتاب سرد
گونه هام یخ می زنه
من نمی بخشم
من نمی بخشم 
من نمی بخشم 
نه من نمی بخشم
.
ببخشید یه سوالی مونده فقط
الآن اینطور درسته ؟
جواب خدا رو چی می خوای بدی؟
یعنی خدا هم هست؟
الآن از هر کجای شهر بپرسی
ما دو تا رو میشناسن
نگو اینجوری نی دروغ نگو
باورم نمی شه
هر روز صبح وقتی
 پنجره رو باز می کنم
یه باد سرد و غمگین
بین موهام تکون می خورن
من نمی بخشم
من نمی بخشم 
من نمی بخشم 
نه من نمی بخشم 
.
ببخشید یه سوالی مونده واسم
دیگه همه چی درسته ؟
جواب مردمو  چی می خوای بدی؟
یعنی اصلا ً مردمم هستن؟
الآن از هر کجای شهر بپرسی
قصه ی ما رو می دونن
نگو اینطوری نی دروغ نگو
باورم نمی شه
هرروز صبح وقتی
پنجره رو باز می کنم 
تنها توو اتاقم
شعرای سرد میپیچن 
من نمی بخشم
من نمی بخشم 
من نمی بخشم 
نه من نمی بخشم
.

ترانه سرا : محمدحسین داودی




موضوعات مرتبط: دفتر زایمان شبانه
[ چهارشنبه 08 بهمن 1404 ] [ 11:10 ] [ glarisha ]

پیوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید