جان پدر کجاستی

درد مرا دواستی

زخم مرا شفاستی
روحی و جانفزاستی
جان پدر کجاستی
 
جان مرا تو سوختی
رنج مرا نواختی
روح مرا گداختی
روضه ی آشناستی
 
شام مرا تو کوکبی
بهر برهنه مرکبی
خون حسین و زینبی
خون خود خداستی
 
خون تو آبروی من
زخم تو در گلوی من
قسمت و آرزوی من
می شود آنچه خواستی
 
دست وسرت فدا شده
جسم و تنت جدا شده
در گذری رها شده
از سر و تن رهاستی
 
شعر از محمد حسین داودی


[ یکشنبه 16 آذر 1404 ] [ 11:35 ] [ glarisha ]

پیوندها

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران