برف بودم دوباره آب شدم

دی رسید و سرود سرو رسید

یاد بود و درود سرو رسید

.

قصه ای نو برای نسلی نو

غزلی نو برای فصلی نو

.

روزگاری که من به حالت زار

یخ و غمناک ایستاده کنار

.

مانده در پیچ وتاب دی‌ ماه و

برف و سرما و سوز در راه و

.

شده سرما برام مثل مزار

خفته‌ام گوشه ای به حالت زار

.

باغبانی شکسته تیشه به ‌دست

شاعری مرده ، شهر مرده پرست

.

یخ خروارها سکوت به لب

مثل آن دفتر خرابه ی شب

.

خیره ام با سوال می نگرم

به افق در خیال می نگرم

.

ناگهان قصّه ای عجیب رسید

غزل و قطعه ای غریب رسید

.

قصه ای نو برای نسلی نو

غزلی نو برای فصلی نو

.

ترکی امّا به فارسی به دری

این غزل را به لهجه ی پدری

.

"آب شو آب ، (آبِ) جاری شو

پیچ و تابی بخور بهاری شو"

.

برف بودم دوباره آب شدم

شبنمی پیش آفتاب شدم

.

شعله ای بر نخ سرود شدم

آتش عشق در وجود شدم

.

.

تقدیمی بمناسبت سالروز میلاد استاد عظیم سرو دلیر

با الهام و تضمین از شعر ایشان با عنوان "آب شو آب"




موضوعات مرتبط: دفتر زایمان شبانه
[ یکشنبه 07 دی 1404 ] [ 13:02 ] [ glarisha ]

پیوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید