بوی اسپند را دوست دارم

 

 

چرا بوی اسپند را دوست دارم؟
که خاک است خوانش و همواره پاک است

و پرمیشود بیشه از بویش اما
هلاک است این بیشه دیگر هلاک است

از ایجاز و ارزانی اش در شگفتم
نه برگی برای دریدن نه خاری

از اعجاز او در بیابان بگویم
نه گنجی نهان دارد از خود نه باری

که یک نکته در ویژگی های آن نیست
درون و برون هر چه باشد همین است

و این است یک راز پیدای هستی
هر آزاده ای ریشه اش در زمین است

زمین گاهوار بهار و زمستان
همیشه فرو مانده در زندگانیست

زمین مادر مانده تنهای انسان
همیشه به لب ناله ی جاودانیست

غزل بند تلخم ، تَر از اشک و غم گشت
چقدر آخرین بند را دوست دارم

و این سازه ام تازه با بوی نم گشت
چقدر آه اسفند را دوست دارم

 

شعر از : محمد حسین داودی



[ جمعه 14 تیر 1398 ] [ 19:30 ] [ glarisha ]

پیوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید