ماجرای «سعید طوسی»قاری قرآن

جک هایی در مورد ماجرای «سعید طوسی»قاری قرآن در فضای مجازی دست ب دست میشود، اما دیروز ک خبر اول صفحه یاهو را دیدم . احساس حقارت کردم. خنده های اجباری برای تاسف بزرگ می تواند مرهمی باشد ، مثل ماجرای اسید پاشی اصفهان ، خنده برای معضلات اجتماعی سیاسی و دغدغه های اجتماعی از درون خود ، یک فرهنگ جدید ساخته است . این جک سازی ها ب نظر شخص بنده واکنشی مثبت نسبت به معضلات است که در قالب طنز  تعریف می شود. البته سرچشمه ی آن میتواند ناتوانی، ضعف و بی تفاوتی اجتماعی باشد ، چراکه در مورد این مسئله و بقیه ،، کاری از دست جامعه برنمی آید ،   این شاخص ترین علامت یک ملت آغشته در رنج و محنت و در عین حال صبور و خویشتندار است ..

صرف خندیدن ب معضلات فرهنگی ، مشکلات سیاسی ،سیاست مداران ، اندیشه ها و عقاید سیاسی ناشی از فاصله میان جامعه و نظام است. چه نظام فرهنگی چه نظام سیاسی

خندیدن ب قومیت ها ، جنسیت ها ، آداب و رسوم همدیگر ، چشم و همچشمی و آزار ذهنی همسایه ، درهمه تاریخ ها بوده ،، اما ب یقین در ایران امروز ب اوج خود رسیده و در مجموع باید گفت جامعه ما درحال سقوط فرهنگی تمدنی می باشد و بزرگترین شاهد ادعای حقیر همین شکاف در میان مردم است. مردمی که برای دردهای مشترکشان ب خندیدن بسنده میکنند . همدیگر را تحقیر میکنند و برای هم دردسر و ناراحتی مضاعف ایجاد می کنند .


محمدحسین داودی ، آبان95



[ سه‌شنبه 11 آبان 1400 ] [ 11:41 ] [ glarisha ]

پیوندها

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران