غصه ی منو نخور

غصه منو نخور هر چی بشه

روزای تلخ بهارو دوست دارم

می دونم خیلی غریبی نگو نه

آخه من تنهاییارو دوست دارم

.

ای بابا گریه نکن دلم گرفت

می دونم چطور روزارو بشمارم

بابا انصافتو شکر آی زمونه

من باید ثانیه ها رو بشمارم ؟

.

این روزا هر کسی با یه خاطره

توی دنیای وجودش می پره

می خوای از آبیا من دل بِکَنَم

می دونی زنده نبودن بهتره

.

تو که باز ذهنمو خوندی چی بگم؟

باز می پرسی واسه عیدی چی میخوام؟

این همه آدمو باز نوبت من؟

بی خیالش شدم عیدی نمی خوام

.

شعر از :محمد حسین داودی




موضوعات مرتبط: دفتر خرابه شب
[ یکشنبه 16 آذر 1404 ] [ 11:32 ] [ glarisha ]

پیوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید