ملخ های امسال پیدایشان نیست
ملخ های امسال پیدایشان نیست
ضعیفان مسکین گدایان گندم
.
ملخ های خشک استخوان سربرهنه
گرفتار پوتین رهوار مردم
.
که هرساله با سوز و سرمای پاییز
بمیرند و مدفون درانبوه شب گم
.
به جرم رسیدن به دنیای انسان
که دیریست می بوده دنیای گژدم
.
بپرسند افسوس اینجا خدا بود!
و اکنون جهان پرشدست از تلاطم؟
.
بنالند از موطن خویش و افسوس
بنالند از هجرتِ سوی مردم
.
صدافسوس مردم همه در عبورند
و پوتینشان خرد کردست هیزم
.
.
شعر از: محمد حسین داودی
[ یکشنبه 16 آذر 1404 ] [ 11:31 ] [ glarisha ]
[
ارسال نظر(0)
]