جــــوراب مـــن کــجــاســت ؟

 

جوراب من کجاست ؟ جوراب های من

جوراب پاره ام ، بی تاب های من


خوابم زدود و شست ، مضرابهای من

چنگی به زخمه ام ، سیلاب های من

 

چون مرغک اسیر ، ازبخت مرده ام

شبواژه های سرد ، میراثِ برده ام


سرگشته عقل خویش ، بر می سپرده ام

سوگند می خورم ، من می نخورده ام

 

جوراب من کجاست ، اینجا مجال نیست   

در فرض مستی ام ، جای سوال نیست

این فرض هرچه هست ، فرض محال نیست  

 من می روم و هیچ ، دیگر جدال نیست



تاکوچه می دوم با گونه ی ترم

دنیا چه ساکت است؟... ، ای وای دفترم 


ده سال شعر درد ، ده برگ پرپرم

نجوای سرخ من ، یحیای بی سرم

 

ساعت به سر رسید ، با رد پای نور

از خواب می پرم ، با هوی و های نور


در چشم من شکفت با ریسه های نور

یک حس ناب شعر ، در لابه لای نور

 

کو گنج سرخ من ، کو انزوای من؟

برکاغذآورم سیلابهای من


بانگی زدود وشست مضراب های من

جوراب من کجاست جوراب های من

 

 

شعر از :محمد حسین داودی

 



[ سه‌شنبه 23 تیر 1394 ] [ 00:02 ] [ glarisha ]

پیوندها

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران